خرید بک لینک

در میکده دوش زاهدی دیدم مست
تسبیح به گردن و صراحی در دست
گفتم ز چه در میکده جا کردی؟ گفت
از میکده هم به سوی حق راهی هست

شیخ بهایی

برچسب: بودن,خاصی,نداره, نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 14:38

جمعه دقیقا شبیه یه تروجانه، روزی که وارد روزهای هفته شد همه فکر میکردن یه روز تعطیل خوبه، اما دقیقا شد دلگیرترین روز هفته، یک روز مونده به شنبه، با یک غروب تنگ که تا سر حد مرگ میتونه اشکتو در بیاره.

برچسب: جمعه,تروجانه, نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 13:51

از یه جایی به بعد دیگه گیر نمیدی، نه واس اینکه بیغیرت شده باشی نه، واس اینکه دیگه اون قسمت از مغزت خسته شده!

برچسب: نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 16:43


هنوز انگیزه ندارم، دلیل دارما اما انگیزه نه

کاش نیازی بهش نداشتم

برچسب: چرا باید ارشد بخوانیم, نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:16

ازش چندبار پرسیدم تمام اطلاعات گوشیتو به گوشی جدیدت منتقل کردی؟

هربار گفت آره

بعد که گوشیو ریست تو فکتوری کردم تازه اومده میگه یادداشتامو میخوام، اونم نه معمولی، با گریه جیغ و داد و کلی حرفهایی که نه در شان خودش بود نه من، گوشی هم شبیه بومرنگ به سمت اینجانب شلیک شد:|

حواسش جمع سوالم بود این اتفاق نمیفتاد، من که مرض نداشتم:

برچسب: نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:16

گاهی وقتها آدما دوست دارن خودشونو توی دریا غرق کنن، دوست دارن جایی باشن که هیچ غمی توش نباشه، خوب که فکر می کنم این روزها بجز نبودن توی این دنیا جایی نیست که توش غم نباشه، چه غمهای خودت چه غم اطرافیانت، دنیای منم بدجوری غمگین و تکراری شده!

برچسب: نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:16


فکر میکردیم با برنامه نویسی میشه همه چیزو بدست آورد، جواب هر مساله رو

اما نمیدونستیم دلتنگی هیچ راه حلی نداره حتی تو بزرگترین پردازنده دنیا...

برچسب: دلم گرفته,دلم برات تنگ شده,دلم گرفته ای دوست,دلم تنگه,دلم تنگ است,دلم تنگ شده,دلم شکسته,دلم گرفته ای خدا,دلم تنگه پرتقال من,دلم شکست, نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:15


یه روزایی بود که میگفتم:

یک برنامهنویس هرگز لپتاپش رو خاموش نمیکنه

حالا ببین به چه روزی افتادم که دکمههای لپتاپم محتاج گردگیرین

برچسب: یادش بخیر,یادش بخیر به انگلیسی,یادش بخیر بچه که بودیم,یادش بخیر قدیما,یادش بخیر کودکی,یادش بخیر اون وختا,یادش بخیر عاشقانه, نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:15

فرقی نداره چند سالته، فرقی نداره مردی یا زن، فرقی نداره تو یه شهر شلوغی یا خلوت

غروب جمعه همیشه غروبه، حتی وقتی میخوای وانمود کنی همه چی خوبه و شاده

غروب جمعه دقیقا همون لحظهایه که همه چی آرومه و تو دلت نمیخواد اینطوری باشه


برچسب: نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:15

اینروزها کتاب میخرم، یک فصل میخونم، بعد یه نشونه میذارم که دفعه بعد یادم نره کجا بودم و بعدش کاملا یادم میره باید کتابو تمومش کنم

برچسب: نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:15

دلم یه لوپ میخواد، ازون بینهایتاش، از همونایی که میندازنش دور انگشت دست چپشون!


برچسب: نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:15

یه زمانی میگفتن رفیق اونیه که شمارش از بالای لیست پیامها و تماسهات کنار نره، حالاچی؟ حالاهم رفیق معنیش همونه؟

برچسب: نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:15


یه زمانی خیلی رفاقت میکنی، انقدر عمیق مرام و معرفت میذاری که انگار از پوست و گوشت و استخون خودته، انقدری که حس میکنی براش عزیزی و حتی یه لحظه نبودنت زندگیشو به تشویش میندازه، یه روزی یه جایی میخوای یه کم فقط یه ذره خودتو دور کنی، اونوقته که میفهمی نه تشویشی در کاره و نه هیج خلل دیگهای، زندگیشون به همون سبک قدیمی خوب و خوش داره سپری میشه و بود و نبودت هیچ فرقی نداره، اونجاست که دیگه از رفیق بودن خسته میشی

برچسب: رفیق من سنگ صبور من باش,رفیق من سنگ صبور من, نویسنده: نگار عباسیان تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:15

صفحه بندی