برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
هنوز انگیزه ندارم، دلیل دارما اما انگیزه نه
کاش نیازی بهش نداشتم
برچسب: چرا باید ارشد بخوانیم,
نویسنده: نگار عباسیان
ازش چندبار پرسیدم تمام اطلاعات گوشیتو به گوشی جدیدت منتقل کردی؟
هربار گفت آره
بعد که گوشیو ریست تو فکتوری کردم تازه اومده میگه یادداشتامو میخوام، اونم نه معمولی، با گریه جیغ و داد و کلی حرفهایی که نه در شان خودش بود نه من، گوشی هم شبیه بومرنگ به سمت اینجانب شلیک شد:|
حواسش جمع سوالم بود این اتفاق نمیفتاد، من که مرض نداشتم:
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
فکر میکردیم با برنامه نویسی میشه همه چیزو بدست آورد، جواب هر مساله رو
اما نمیدونستیم دلتنگی هیچ راه حلی نداره حتی تو بزرگترین پردازنده دنیا...
برچسب: دلم گرفته,دلم برات تنگ شده,دلم گرفته ای دوست,دلم تنگه,دلم تنگ است,دلم تنگ شده,دلم شکسته,دلم گرفته ای خدا,دلم تنگه پرتقال من,دلم شکست,
نویسنده: نگار عباسیان
یه روزایی بود که میگفتم:
یک برنامهنویس هرگز لپتاپش رو خاموش نمیکنه
حالا ببین به چه روزی افتادم که دکمههای لپتاپم محتاج گردگیرین
برچسب: یادش بخیر,یادش بخیر به انگلیسی,یادش بخیر بچه که بودیم,یادش بخیر قدیما,یادش بخیر کودکی,یادش بخیر اون وختا,یادش بخیر عاشقانه,
نویسنده: نگار عباسیان
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
یه زمانی خیلی رفاقت میکنی، انقدر عمیق مرام و معرفت میذاری که انگار از پوست و گوشت و استخون خودته، انقدری که حس میکنی براش عزیزی و حتی یه لحظه نبودنت زندگیشو به تشویش میندازه، یه روزی یه جایی میخوای یه کم فقط یه ذره خودتو دور کنی، اونوقته که میفهمی نه تشویشی در کاره و نه هیج خلل دیگهای، زندگیشون به همون سبک قدیمی خوب و خوش داره سپری میشه و بود و نبودت هیچ فرقی نداره، اونجاست که دیگه از رفیق بودن خسته میشی
برچسب: رفیق من سنگ صبور من باش,رفیق من سنگ صبور من,
نویسنده: نگار عباسیان